ویدیو

ویدیوهای انتخابی رادیو صبا برای دوستاران موسیقی اصیل ایرانی

Hossein Ghavami - Sargashteh | حسین قوامی - سرگشته

Watch the video

 

شبی که آوای نی تو شنیدم

چو آهوی تشنه پی تو دویدم

دوان دوان تا لبه چشمه رسیدم

نشانه ای از نی و نغمه ندیدم

تو ای پری کجائی که رخ نمی نمائی

از آن بهشت پنهان دری نمی گشائی

من همه جا پی تو گشته ام

از مه مهر نشان گرفته ام

بوی ترا زگل شنیده ام

دامن گل از آن گرفته ام

تو ای پری کجائی که رخ نمی نمائی

از آن بهشت پنهان دری نمی گشائی

دل من سرگشته تو نفسم آغشته تو

به باغ رویاها چو گلت بویم

بر آب و آئینه چو مهت جویم

تو ای پری کجائی

در این شب یلدا ز پی ات پویم

به خواب و بیداری سخنت گویم

تو ای پری کجائی

مه و ستاره درد من میداند

که همچو من پی تو سرگرداند

شبی کنار چشمه پیدا شو

میان اشک من چو گل وا شو

تو ای پری کجائی که رخ نمی نمائی

از آن بهشت پنهان دری نمی گشائی

شبی که آوای نی تو شنیدم

چو آهوی تشنه پی تو دویدم

دوان دوان تا لبه چشمه رسیدم

نشانه ای از نی و نغمه ندیدم

تو ای پری کجائی که رخ نمی نمائی

از آن بهشت پنهان دری نمی گشائی

من همه جا پی تو گشته ام

از مه مهر نشان گرفته ام

بوی ترا زگل شنیده ام

دامن گل از آن گرفته ام

تو ای پری کجائی که رخ نمی نمائی

از آن بهشت پنهان دری نمی گشائی

دل من سرگشته تو نفسم آغشته تو

به باغ رویاها چو گلت بویم

بر آب و آئینه چو مهت جویم

تو ای پری کجائی

در این شب یلدا ز پی ات پویم

به خواب و بیداری سخنت گویم

تو ای پری کجائی

مه و ستاره درد من میداند

که همچو من پی تو سرگرداند

شبی کنار چشمه پیدا شو

میان اشک من چو گل وا شو

تو ای پری کجائی که رخ نمی نمائی

از آن بهشت پنهان دری نمی گشائی

شبی که آوای نی تو شنیدم

چو آهوی تشنه پی تو دویدم

دوان دوان تا لبه چشمه رسیدم

نشانه ای از نی و نغمه ندیدم

تو ای پری کجائی که رخ نمی نمائی

از آن بهشت پنهان دری نمی گشائی

من همه جا پی تو گشته ام

از مه مهر نشان گرفته ام

بوی ترا زگل شنیده ام

دامن گل از آن گرفته ام

تو ای پری کجائی که رخ نمی نمائی

از آن بهشت پنهان دری نمی گشائی

دل من سرگشته تو نفسم آغشته تو

به باغ رویاها چو گلت بویم

بر آب و آئینه چو مهت جویم

تو ای پری کجائی

در این شب یلدا ز پی ات پویم

به خواب و بیداری سخنت گویم

تو ای پری کجائی

مه و ستاره درد من میداند

که همچو من پی تو سرگرداند

شبی کنار چشمه پیدا شو

میان اشک من چو گل وا شو

تو ای پری کجائی که رخ نمی نمائی

از آن بهشت پنهان دری نمی گشائی

شبی که آوای نی تو شنیدم

چو آهوی تشنه پی تو دویدم

دوان دوان تا لبه چشمه رسیدم

نشانه ای از نی و نغمه ندیدم

تو ای پری کجائی که رخ نمی نمائی

از آن بهشت پنهان دری نمی گشائی

من همه جا پی تو گشته ام

از مه مهر نشان گرفته ام

بوی ترا زگل شنیده ام

دامن گل از آن گرفته ام

تو ای پری کجائی که رخ نمی نمائی

از آن بهشت پنهان دری نمیگشائی

دل من سرگشته تو نفسم آغشته تو

به باغ رویاها چو گلت بویم

بر آب و آئینه چو مهت جوی

تو ای پری کجائی

در این شب یلدا ز پی ات پویم

به خواب و بیداری سخنت گویم

تو ای پری کجائی

مه و ستاره درد من میداند

که همچو من پی تو سرگرداند

شبی کنار چشمه پیدا شو

میان اشک من چو گل وا شو

تو ای پری کجائی که رخ نمی نمائی

از آن بهشت پنهان دری نمی گشائی